جم فایل

پایان نامه بررسی وضعیت حقوقی كشتیها در آبهای داخلی

پایان نامه بررسی وضعیت حقوقی كشتیها در آبهای داخلی در ۱۰۲ صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

مقدمه

حقوق بین الملل دریاها یكی از رشته های نوین جهان است كه نسبت به سایر رشته های نوین جهان است كه نسبت به سایر رشته های حقوق از اهمیت دو چندان برخوردار است.

این رشته زمانی خود را به منصه ظهور گذاشت كه در هشتاد سال پیش در سال ۱۹۲۴ میلادی وقتی كه جامعه ملل كمیته ای از كارشناسان را مأمور تهیه فهرستی از موضوعات دریالیتی نمود اندیشه تدوین و تنظیم قواعد حاكم بر روابط دولت ها در دریاها شروع شد.

در حال حاضر موضوع آبهای داخلی به طور اخص كه مقصود از آن آبهای واقع در قلمرو خشكی یك دولت یا چند دولت مثل رودخانه ها یا دریاچه ها نیست بلكه مقصود آبهایی است كه بین قلمرو خشكی و خط مبدأ و یا در پشت خط مبدأ كه از آن عرض دریای سرزمینی محاسبه می‌شود قرار می گیرد.

با این وضعیت مختصر، وضعیت حقوقی كشتیها در آبهای داخلی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

تعریف حقوق بین الملل دریایی و مناطق شش گانه دریاها

دریاها همیشه در حیات دولتها نقش اساسی داشته اند، زیرا اولاً چه در زمان صلح و چه به هنگام جنگ شاهراههای ارتباطی بوده اند و ثانیاً قسمتی از غذای نوع بشر همیشه از منابع دریایی تأمین می شده است.

رویا رو شدن دولتها در دریاها طی قرون، باعث شده است كه به تدریج اصول و قواعدی به صورت رسم و عرف برای تنظیم رفتار متقابل آنها در دریاها به وجود آید. دولتها در طول زمان این اصول و قواعد عرفی را به عنوان قوانین نانوشته اما به رسمیت شناخته شده، در روابط دریایی خود مراعات می كرده اند. بعدها به خصوص در قرن بیستم عهد نامه هایی نیز معتقد و طی آنها اصول و قواعد جدیدی درباره روابط دریایی خود بوجود آورده اند و بیش از پیش حقوق و تكالیف متقابل خود را در دریاها روشن ساخته اند. اكنون همه این اصول و قواعد عرفی و عهد نامه ای را كه دولتها به عنوان قوانین بین المللی ملزم به رعایت آنها هستند، حقوق بین‌الملل دریایی می نامند. با این توضیح می توان حقوق بین المللی دریایی را این طور تعریف كرد:

«حقوق بین الملل دریایی عبارت از مجموعه اصول و قواعد حقوقی عرفی و عهدنامه ای است كه رفتار متقابل دولتها را در دریاها و آبراه های جهان تنظیم می كند.»

دولتها عموماً برای حقوق بین الملل دریایی اهمیت فراوانی قائل‌اند و نسبت بدان حساسیت خاصی دارند. یكی از علل عمده این حساسیت دولتها این است كه محتوای حقوق بین الملل دریایی علاوه بر آنچه كه گفته شد، با سه مسئله اساسی دیگر، یعنی حاكمیت، صلاحیت و امنیت آنها ارتباط مستقیمی دارد. حقوقدانان شاید به همین دلیل تا همین اواخر، مسائل این شیعه از حقوق را ضمن بحث درباره حاكمیت و صلاحیت دولت مطرح می كردند.

در نیمه دوم قرن بیستم در اثر پیشرفت شگرف تكنولوژی دریایی و تكنولوژی تسلیحات دریایی و به خصوص مطرح شدن استفاده از معادن ذی قیمت كف و زیر كف دریاها از طرفی، و ظهور دولتهای متعدد ساحلی بعد از جنگ دوم جهانی از طرف دیگر، حقوق بین الملل دریایی كه خود شعبه مهمی از حقوق بین الملل عمومی است، بیش از پیش گسترش یافت و اغلب قواعد عرفی آن به وسیله كنفرانسهای بین المللی كه زیر نظر سازمان‌ملل تشكیل شد، مدوّن گردید. به علاوه این كنفرانسها برحسب ضرورت زمان قواعد جدید و ابتكاری بسیاری بدان افزودند، در نتیجه هم اكنون به صورت یك شیعه مستقل از علم حقوق درآمده است و در كتب دانشگاهی تحت عنوان «حقوق بین الملل دریایی» مورد بحث و تدریس است، و حال آنكه در گذشته های نزدیك بدین صورت نبوده است.

روابط سیاسی و حقوقی دولتها در دریاها، در طول تاریخ تحولاتی را به خود دیده است. در مسیر این تحولات متجاوز از دو و نیم قرن است كه دولتها طرفدار اصل آزادی دریاها شده اند، اما در عین حال در نوارهای مختلفی از دریای آزاد كه مجاور ساحل است، حقوقی اختصاصی را برای هر دولت ساحلی شناخته اند. حقوق خاصی كه هر دولت ساحلی در هر یك از این نوارهای مختلف دارد، مختلف است. دریاها و آبهای جهان را از نظرگاه این حقوق خاص می توان به شش منطقه تقسیم نمود. اگر از سمت خط مبدأ، یعنی از سمت ساحل شروع كنیم، این مناطق ششگانه به ترتیب عبارت اند از:

۱- منطقه آبهای داخلی

۲- منطقه قلمرو دریایی

۳- منطقه نظارت (یا منطقه مجاور)

۴- منطقه انحصاری اقتصادی یا منطقه انحصاری ماهیگیری

۵- منطقه فلات قاره

۶- منطقه دریای آزاد

بعضی از این مناطق به میزانهای متفاوت بر هم منطبق هستند. ما در اینجا ترجیح می دهیم كه بحث خود را از دریاهای آزاد آغاز كنیم.

تحولات نگرش دولت ها به دریاها

در اعصار كهن تا اواخر قرن چهاردهم میلادی كشتی رانی در دریاها برای همگان آزاد بود. سلاطین و امپراطوران شرق و غرب هر چند خود را «سلطان بر و بحر» لقب می دادند، اما مسئله كنترل قسمت هایی از دریاها و اعمال حقوق حاكمیت بر آن ها نزد آن ها ناشناخته بود. با وجود لشركشی های دریایی سلاطین بزرگ هخامنشی و بعد اسكندر و بعد امپراطوران ساسانی و روم و بعدیها، باید گفت كه به علت ضعف و نقص ابزار دریانوردی، ادعاهای كنترل دریاها كه گاه گاه در تاریخ به چشم می‌خورد، خالی از جنبه عملی بوده است. مضافاً در آن اعصار قواعد و ضوابطی به شكل حقوق بین الملل مدرن فعلی وجود نداشته تا رفتار دولتها در دریاها با آن قواعد و ضوابط سنجیده شود.

حقوقدانان روم نظراً معتقد بودند كه دریا بر طبق طبیعت خود به روی همگان باز است و مانند هوا بین نوع بشر مشترك می باشد.

ادعای جدّی حاكمیت بر بخش هایی از دریاها، كمی قبل و مقارن با كشف قاره آمریكا آغاز گردید. در آن تاریخ كه نطفه های بعضی اصول و قواعد حقوق بین الملل داشت به تدریج و با كندی شكل می گرفت، دولت ها نیز درصدد برآمدند تا مدعی حاكمیت بر قسمت هایی از دریاها بشوند. به گفته اپنهایم جمهوری و نیز به عنوان حاكم مطلق دریای آدریاتیك شناخته شد و جمهوری جنوا حاكم مطلق دریای لیگوریا واقع در شمال غربی ایتالیا گردید. پرتغال مدعی حاكمیت بر تمام اقیانوس هند و قسمتی از اقیانوس اطلس واقع در جنوب مراكش بود. اسپانیا ادعای حاكمیت بر اقیانوس كبیر و خلیج مكزیك را داشت.

دو دولت اسپانیا و پرتغال هر دو ادعاهای كلان خود را مبتنی بر دو فرمان پاپ الكساندر ششم می كردند كه فرمان اول در سال ۱۴۹۳ و دومی در سال ۱۵۰۶ صادر گردید پاپ مذكور به موجب این دو فرمان دنیای جدیداً كشف شده و اقیانوس ها را بین دو قدرت آن روز تقسیم كرد كه البته مورد تصدیق سایر دولتها واقع نشد. سوئد و دانمارك مدعی حاكمیت بر دریای بالتیك و انگلستان بر دریای شمال و آبهای بین جزایر اسكاتلند و انگلند و ایرلند بودند.

این ادعاها كه خیلی هم خالی از محتوی نبود متجاوز از دو قرن ادامه یافت. یكی از جنبه های مثبت این ادعاها در آن قرون این بود كه دولت ها سعی می كردند در حوزه مورد ادعای خود با دزدی دریایی به شدت مبارزه كنند و این امر برای كشتی رانی امنیت نسبی به وجود می آورد. بهرحال شواهد متعددی در دست است كه این ادعاها در عصر خود از طرف دولتها كم و بیش به رسمیت شناخته شده اند و بنابراین می توان گفت كه حقوق بین الملل دریایی حیات خود را با «اصل دریاهای بسته» آغاز نموده است. مثلاً فردریك سوم امپراطور آلمان در سال ۱۴۷۸ برای حمل غله از ناحیه آپولیا واقع در جنوب ایتالیا از طریق دریای آدریاتیك، از جمهوری و نیز اجازه كسب كرد. فیلیپ دوم پادشاه اسپانیا در سال ۱۵۵۴ به انگلستان مسافرت كرد تا با ملكه ماری ازدواج كند. دریا سالار انگلیسی در دریای مورد ادعای انگلستان به او برخورد كرد و وقتی دید كه بر فراز كشتی پرچم اسپانیا در اهتراز است به آن شلیك كرد. پادشاه دانمارك در سال ۱۶۰۶ بعد از دیدار از جیمز اول پادشاه انگلستان به كشور خود برگشت. افسر انگلیسی ملتزم ركاب و مأمور بدرقه او، كشتی حامل او را مجبور كرد كه تا مرز دریایی از برافراشتن پرچم دانمارك خودداری كند. در سال ۱۶۳۶ هلندی ها در حوزه مورد ادعای انگلستان بدون كسب مجوز به ماهیگیری پرداختند. نیروی دریایی انگلستان به آنها حمله كرد و /۳۰۰۰۰ پوند جریمه بدان ها تحمیل نمود.

البته سیاست دریایی انگلستان در همان اعصار، هر چند مدعی حاكمیت بر قسمتهایی از دریاهای آزاد بود، اما كشتی رانی را برای همه ملتها مجاز تلقی می كرد. اما در مقابل دو دولت اسپانیا و پرتغال، بعد از كشف قاره آمریكا، مانع كشتی رانی در دریاهای وسیع مورد ادعای خود می شدند و سعی می كردند كه كشتی های بیگانه را بكلی از آن دریاها دور نگه دارند. دریاهای مورد ادعای آنها اقیانوس كبیر و اقیانوس هند و قسمتی از اقیانوس اطلس بود.

عظمت این چنین ادعایی موجب برانگیختن اعتراضات شدیدی نسبت به وجود چنین حقوقی شد. مكتشفین و تجار انگلیسی و فرانسوی و هلندی، علیرغم منع دولت های اسپانیا و پرتغال در اقیانوس هند و اقیانوس كبیر به دریانوردی پرداختند. دولت اسپانیا به خصوص تجارت جزایر هند غربی یعنی حوزه كارائیب را در انحصار خود گرفته بود و این امر مورد اعتراض شدید سلاطین انگلستان مانند تئودور و ملكه الیزابت اول بود. سرفرانسیس در یك دریانورد و ماجراجوی مشهور انگلیسی در سال ۱۵۶۰ مسافرت های دریایی خود را بیشتر به قصد به دست آوردن غنیمت و تجارت برده آغاز كرد و در این مسافرت ها به آن قسمت هایی كه دولت اسپانیا دریای بسته خود می دانست وارد می شد. نیروی دریایی اسپانیا در سال ۱۵۶۷ ناوگان در یك را مورد حمله قرار داد كه فقط كشتی حامل در یك توانست از آن حمله سالم فرار كند.

انگلستان عصر الیزابت اول، در قبال این واقعه سخت طرفدار آزادی دریاها شد. در یك مقطع مندوزا[۱] سفیر اسپانیا در دربار انگلستان از طرف پادشاه خود مأموریت یافت تا از سفرهای دریایی در یك در اقیانوس كبیر به ملكه الیزابت شكایت كند. الیزابت در پاسخ سفیر اعلام داشت، كشتی‌های همه ملل می توانند در اقیانوس كبیر كشتی رانی كنند، زیرا استفاده از دریا و هوا برای همه مشترك است. هیچ دولتی هیچ حق خاصی در دریاها ندارد، بدین دلیل كه نه طبیعت و نه ملاحظات اجتماعی اجازه تصرف دریا را می دهند. اما طولی نكشید كه سیاست دریایی انگلستان تغییر كرد. بعد از سال ۱۶۰۹ سلسله استوارت طرفدار اصل دریای بسته شدند. در این تاریخ بود كه دولت انگلستان آبهای دریای شمال و نواحی بین اسكاتلند و انگلند و ایرلند را ملك اختصاصی خود اعلام كرد و بدین ترتیب ایده دریای بسته انگلیسی متولد گردید. نواحی‌ای كه مورد ادعای انگلیسی ها بود تا سواحل قاره اروپا امتداد می یافت.

در هند شرقی (اندونزی فعلی و اطراف آن) پرتغالی ها مانع دریانوردان هلندی می شدند و آن حدود را دریای بسته خود می دانستند. بدین جهات بود كه هوگو گروسیوس هلندی كتاب مختصر خود را كه نام مفصلی دارد و نویسندگان حقوق بین الملل تحت نام اختصاری دریای آزاد (MARE LIERUM) از آن یاد می كنند در سال ۱۶۰۹ منتشر كرد.

منابع و مآخذ:

نشر امور خارجه

۱- حقوق بین الملل/ هوشنگ مقتدر

۲- حقوق بین الملل عمومی/ تألیف ضیایی بیگدلی/ محمدرضا / نشر گنج دانش

۳- با شیرهای ح.ب. عمومی/ دكتر موسی زاده رضا/ نشر میزان / پاییز ۸۵

۴- ح.ب . /عمومی / تألیف / پور نوری / منصور / پیام حق/ ۱۳۸۳

۵- حقوق بین الملل. عمومی ۲-/۱ تألیف نگوین كك این پاتر پیكا دنیه و آلن پلد/ ترجمه حبیبی حسن

۶- ح.ب./ عمومی ۲-۱ تألیف تدینی / عباسی / انتشارات حجر/ چاپ دی ماه / ۱۳۸۳

۷٫ ح.ب. / تألیف عالیخانی محمد / ناشر: خط سوم / چاپ بهرام


دانلود این فایل :

گرد آوری : DownloadsFile.ir

مشاهده بیشتر
دوره آموزشی بال پرواز کارآفرینی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا