جم فایل

پایان نامه بررسی ایدئولوژی خاورمیانه

فهرست مطالب

عنوان

صفحه

سخن نخست

۳

فصل اول

استعمار خاورمیانه

استعمار فرانو و خاور میانه

شكست طرح خاورمیانه بزرگ و آمریكا

۹

۱۰

۱۵

فصل دوم

صهیونیسم و خاورمیانه

صهیونیسم، بستر تروریسم

اسرائیل و جنگ عراق

۲۶

۲۶

۳۰

فصل سوم

آمریكا در خاورمیانه

نگاهی به ماهیت استراتژی‌های امریكا در خاورمیانه

پیشبرد فرآیند صلح خاورمیانه

استراتژی امریكا در جنگ علیه تروریسم

۳۵

۳۵

۳۷

۳۹

فصل چهارم

خاورمیانه آرام

دموكراتیزه‌كردن خاورمیانه و الزام به رعایت منشور حقوق بشر

جلوگیری از گسترش تولید و تكثیر سلاحهای كشتارجمعی

۴۳

۴۳

۴۵

فصل پنجم

خاورمیانه و نفت

سناریوی سوم نفتی برای هزاره جدید

سناریوی سوم

همسازی با آرزوهای كشورهای در حال توسعه

شیوه های جدید علمی

۴۹

۴۹

۴۹

۵۱

۵۲

فصل ششم

ایران و آمریكا

بررسی ریشه های مواضع خصمانه آمریكا علیه ایران

چشم انداز تاریخی

چهره ای مغرض

پایان سخن

۵۴

۵۴

۵۵

۵۹

۶۳

فهرست منابع و مآخذ

۶۵

فصل اول

استعمار خاورمیانه

سخن نخست :

منطقه ای را كه غربیها خاورمیانه می نامند از دو دیدگاه می توان مطالعه كرد؛ یكی از دیدگاه غرب و دیگری از دیدگاه مردم این منطقه كه ایرانیان، اعراب، تركها و یهودیان هستند. قبل از فروپاشی بلوك شرق این منطقه از نظر قدرتهای بزرگ اروپایی و ابرقدرتها دارای اهمیت استراتژیكی و ژئوپولیتیكی ویژه ای بود و هنوز هم به رغم از میان رفتن شوروی از اهمیت آن كاسته نشده چرا كه نفت خاورمیانه منبعی سهل الوصول و نسبتاً ارزان تر انرژی برای كشورهای اروپایی، ژاپن، هند، چین و تا حدودی ایالات متحده است. اگر چه امروز روسیه دیگر تهدیدی جدی برای صدور نفت خاورمیانه محسوب نمی شود ولی هر عامل دیگری كه امنیت راههای دریایی از خلیج فارس تا اروپا و خاور دور را به خطر اندازد و انتقال نفت را متوقف یا مختل كند با واكنش شدید غرب مواجه خواهد شد. بنابراین از این نظر وضع خاورمیانه امروز و در آینده ی قابل پیش بینی به وضعی كه در قرن نوزدهم آن را «مسئله شرق» می نامیدند نیست.

اما دولتها و مردم خاورمیانه چه بخواهند و چه نخواهند نمی توانند از سیاست بازیها و رقابتهای قدرتهای بزرگ كنار بمانند. در گذشته برخی از دولتهای خاورمیانه با استفاده از درگیریها و تضادهای بین دو بلوك شرق و غرب توانستند رانتهای استراتژیكی به دست آورند و تا حدودی شكم مردم خود را سیر كنند. ولی امروز این وضعیت دگرگون شده است، نیروهای نظامی قدرتهای بزرگ به بهانه هایی سست این كشورها را اشغال می كنند. بنابراین امروز حتی ثروتمندترین و نیرومندترین كشور صادركننده ی نفت نه از نظر جمعیت و نه از لحاظ منابع علمی، صنعتی، فنی یا قدرت نظامی توان رقابت با ایالات متحده یا حتی كشورهایی نظیر فرانسه، بریتانیا، آلمان و ژاپن را ندارد. درواقع، دولتهای خاورمیانه نه تنها سودبرندگان رقابتها و تضادهای بین المللی قدرتهای بزرگ نبوده و نیستند بلكه قربانیان اصلی این رقابتها هستند.

اما اگر بخواهیم این منطقه را نه از دیدگاه استراتژیكی و ژئوپولیتیكی غرب بلكه از دیدگاه مردمان آنكه اكثراً مسلمان هستند بررسی كنیم، آن گاه مسائل و موضوعهای خاورمیانه برای ما متفاوت از دیدگاه غربیها خواهند بود. شاید ظاهراً نخستین مسئله مهم مناقشه فلسطین و اسراییل باشد. یكی از دلایل به درازا كشیده شدن این مناقشه این است كه جهان عرب از مجموعه ی دولتهایی تشكیل شده كه پس از تجزیه امپراتوری عثمانی توسط دول غربی به طور مصنوعی تأسیس شده اند و بنابراین دارای نقطه نظرها و منافع متفاوت و گاه متضاد هستند و هرگز نتوانسته اند بر سر یك راه حل مشترك توافق كنند. بدیهی است كه منافع و دیدگاههای عربستان سعودی، یك دولت بسیار ثروتمند و به شدت ارتدكس اسلامی، نمی تواند با منافع و دیدگاههای یك دولت فقیر غیرمذهبی خاورمیانه ای یكسان باشد.

با نگاهی سریع به روند مناقشه ی اعراب و اسراییل مشاهده می كنیم كه مصر در ابتدا به علت موقعیت ژئوپولیتیك و نظامی اش از مهره های اصلی ائتلاف ضد اسراییلی بود ولی پس از توافق كمپ دیوید در ۱۹۷۸ از این ائتلاف كنار كشید. اكنون نیز پس از توافقهای اسراییل با سازمان آزادی بخش فلسطین و سپس با دولت خودگردان و نیز با اردن، سوریه عضو دیگر آن ائتلاف در موقعیتی نبوده و نیست كه بتواند خطر یك جنگ تازه با اسراییل را به جان بخرد. بنابراین تضاد اعراب و اسراییل ممكن است با روی كار آمدن حماس به صورت كنونی باقی بماند یا حتی از طریق به اجرا درآوردن توافقهای اسلو و موافقتهای بعد از آن به یك راه حل قابل قبول طرفین بینجامد.

اما اگر فرض كنیم آن ائتلاف بزرگ ۱۹۴۸ اعراب بر علیه اسراییل از نو زنده و یك جنگ تازه به نابودی اسراییل منجر شود باز هم مسئله مردم خاورمیانه حل نخواهد شد. مسئله اصلی چیز دیگری است، كه با پایان گرفتن انزوای منطقه و ورود آن به صحنه سیاست و روابط بین الملل بروز كرد. این مسئله در واقع مسئله عدم توفیق یا عدم رغبت مردم منطقه برای نزدیك شدن به تمدن و فرهنگی دیگر یا جذب آن بود.

تا شروع قرن بیستم نظامهای سیاسی خاورمیانه از نوعی بودند كه در كتابهای سیاسی كلاسیك به عنوان استبداد شرقی توصیف می شوند. دراین نوع نظام، دولت در خدمت خلیفه یا سلطان و وظیفه عمده اش گرفتن مالیات و نگه داری نیروی نظامی بود، و هیچ اعتمادی بین فرمانروایان و مردم وجود نداشت. در اواخر قرن نوزدهم، برای روشنفكران منطقه كه كم و بیش با نظامهای سیاسی غربی آشنا شده بودند این نوع نظام دیگر پذیرفتنی نبود. پس چه چیزی باید جانشین آن می شد؟ یك نظام مشروطه، یعنی یك دولت ملی، كه روابط فرمانروایان و مردم را تنظیم و تعریف كند. این نظام یعنی یكی از دستاوردهای سنت حقوقی و سیاسی اروپا، اگرچه در میان طبقات روشنفكر و تحصیل كرده ی منطقه از احترام و ارزش برخوردار بود ولی از نظر توده های مردم، به ویژه توده‌های عرب، مخلوق قدرتهای «كافر و منفور» غربی و توطئه ای برای در هم شكستن اتحاد اعراب و ایجاد تفرقه در امت اسلامی تلقی می شد و بنابراین مشروعیتی نداشت.

به همین دلیل تلاشهای تركهای جوان عثمانی، مشروطه خواهان ایرانی و مصری در جهت استقرار نظام مشروطه به هیچ انجامید و خیلی زود آشكار شد كه دولتهای منطقه قادر به حفظ نظام پارلمانی آزاد نیستند. بنابراین، هر روز نظامی مستبدتر و خشن تر جایگزین نظام خودكامه ی پیش تر از خود شد و مردم منطقه مانند جانوران آزمایشگاهی در بوته ی آزمایش زورگویان ریز و درشت نظامی و غیرنظامی قرار گرفتند.

آنچه در واقع روی داد این بود كه نهادهای سیاسی سنتی خاورمیانه از میان رفتند ولی هیچ نهاد قابل دوامی نیز جای آنها را نگرفت. همین مسئله ریشه ی بی ثباتی امروز خاورمیانه است. در مورد مفاهیم و ایدئولوژیها نیز اتفاق مشابه روی داد و تنش فرهنگی و روشنفكری امروز منطقه نیز پیامد همان است.

زمانی پان عربیسم محبوب ترین مفهوم و ایدئولوژی بود. این مفهوم با تجددگرایی منافات نداشت ضمن آنكه خواستار رهایی از گذشته و سنتهای قدیم نیز نبود. اما این حقیقت كه عربها یك دولت واحد هستند در واقعیت منعكس نبود، چرا كه پس از تجزیه امرپراتوری عثمانی عربها نه در یك دولت بلكه در دولتهای متعددی زندگی می كردند. بنابراین طبق ایدئولوژی پان عربیسم «واقعیت» باید به نحوی ساخته می شد كه با «حقیقت» وفق دهد. اما تلاش برای تحقق بخشیدن به رؤیای پان عربیسم از معنویت به سیاست تبدیل شد، سیاستی كه در آن رهبران دولتهای عربی علیه یكدیگر مبارزه و توطئه می كردند، سیاستی كه در آن حكومت یك كشور می كوشید حكومت كشور همسایه اش را سرنگون كند، مبارزه ای كه در آن میانه روی و امتناع وجود نداشت. جمال عبدالناصر سرشناس ترین رهبر جهان عرب بود كه اصول معنوی پان عربیسم را به شعارهایی برای تحریك و انهدام تغییر داد. اما سرانجام این شعارها و سیاستها به هیچ انجامید و اگر امروز چیزی از پان عربیسم به عنوان ایدئولوژی رسمی باقی مانده همان است كه در كتابهای درسی مدارس مشاهده می شود یا گهگاه عوام فریبان به آن متوسل می شوند. پان عربیسم جاذبه و نیروی الهام بخش خود را از دست داده است و وجود صوری آن پنهان كننده ی خلأیی روشنفكری و ایدئولوژیكی است كه این امر هم دردناك است و هم خطرناك.

اما مفهوم ملت گرایی (ناسیونالیسم) كه با تأسیس دولتهای ملی در خاورمیانه طرفدارانی پیدا كرد از همان ابتدا با مخالفتهای فراوانی روبه رو شد. معترضان ادعا
می كردند كه ملت گرایی وفاداری به اسلام را كه باید تنها عامل پیوند مسلمانان باشد نفی یا انكار می كند و اصولاً در اسلام مرزبندیهای جغرافیایی یا فرهنگی وجود ندارد. به علاوه تأكید ملت گرایی عمدتاً بر امور دنیوی بود و تأسیس نهادهای نوع غربی را برای رسیدن به توسعه و پیشرفت ملی تجویز می كرد كه سرانجام ممكن بود به ایجاد دولتهای ملی مبتنی بر الگوهای غربی بینجامد.

این جدایی بین اسلام و دكترینهای سیاسی سرانجام متفكران اسلامی را نگران ساخت. ابوالعلأ مؤدودی از مسلمانان هند و پاكستان و شیخ حسن البنا بنیان گذار اخوان المسلمین در مصر در زمره ی نخستین اندیشمندانی بودند كه مبارزه با این روند را آغاز كردند. آنها می گفتند كه برای مصون ماندن در برابر مكتبهای روشنفكری مرموز و خطرناك كه غرب آنها را رواج داده است و خطر آنها كمتر از خطر تسلط سیاسی و نظامی غرب نیست، مسلمانان باید به اسلام پیامبر (ص) بازگردند و نظامی براساس دستورات قرآن مجید و سنت پیامبر (ص) تأسیس كنند، و قانون گذاری و امور سیاسی باید مطابق دستورات الهی باشد.

بدیهی است كه برای توده های مردم خاورمیانه كه اسلام عمیقاً با جان و روحشان عجین شده و برایشان معنویت و آرامش روحی فراهم كرده است، گوش فرادادن به این سخنان دلنشین تر و پذیرفته تر از شنیدن بحثهای «روشنفكرانه مرموز» و نامأنوس است. اما واقعیت این است كه آیا دولتها و مردم خاورمیانه امروز می توانند نهادها و ساختارهای سیاسی و فرهنگی، اجتماعی و اقتصادیِ الگوبرداری شده از غرب، پیچیده و متفاوت خود را رها كنند و در هیئتی واحد به نوع حكومت، سازمان، اصول و مدیریتی باز گردند كه در آنها تجربه ای ندارند؟ در جای دیگری نوشته بودم: «در خاورمیانه دنیای كهن نمی میرد و دنیای نو زاده نمی شود، آیا این برزخ تاریخی همیشگی خواهد بود؟

استعمار فرانو و خاور میانه

طرح ایجاد خاورمیانه بزرگ چندی است كه به طور جدی نقل محفل برجستگان سیاسی، اجتماعی و مذهبی منطقه و آن سوی آب های آتلانتیك گشته است.
در این میان، ایالات متحده در رأس جبهه موسوم به غرب، طی نخستین سال های سده بیست و یكم میلادی به همراهی متحدان اروپایی خود، دم از لزوم اجرای این طرح در منطقه حساس و سرنوشت ساز خاورمیانه می زند. البته در این میان، از چاشنی اجبار استفاده كرده با برشمردن مزیت های اجرای این طرح برای كشورهای عرب و غیرعرب منطقه، نسخه ای عجولانه برایشان پیچیده است.

به عقیده بسیاری از آگاهان و كارشناسان مسایل سیاسی و ژئوپلتیك در این كه كشوری با مختصات و ویژگی های ایالات متحده با آن پیشینه استكباری و كشورهای همیشه استعمارگر اروپای غربی همچون انگلیس كه به كفتار پیر جهان غرب معروف است، حامی و پشتیبان بلامنازع اجرای طرح خاورمیانه بزرگ شده اند، باید در پی كشف اغراض ناگوار آنها در پس این قضا بود با این وجود، بی گمان تبعات و تأثیرات نامطلوب سیاسی- اجتماعی به همراه این موضوع خواهد بود. تأثیراتی كه در صورت اجرای این طرح ناپخته و نسنجیده، پیامدهای مخرب و ویران كننده ای برای كشورهای اسلامی منطقه خواهد داشت و چه بسا به مقدمه ای برای بازگشت استعمار فرانو به منطقه خاورمیانه مبدل گردد.

با این مقدماتی كه گفته شد بیش از پیش اهمیت تحولات اخیر در خاورمیانه مشخص شده و ذهن تحلیل گران را با ابعاد آشكار و پنهان این پروژه آشنا خواهد شد.
دقت در این مسئله بسیار مهم كه جهان غرب به سردرگمی آمریكا امروزه با جدیت خواستار پیاده شدن این طرح در منطقه بسیار حساس و پرمناقشه خاورمیانه است و كشورهای منطقه، به ویژه كشورهای عربی حوزه خلیج فارس را مجبور به تبعیت از این طرح و فراهم كردن مقدمات اجرای آن می كند، ما را به جواب بسیاری از معماهای پیچیده این قضیه نزدیك تر می كند. آن گونه كه به نظر می رسد، هدف اصلی ایالات متحده و جامعه اروپایی از پیگیری اصلاحات در خاورمیانه و پافشاری نامعقول آن ها بر این امر چیزی نخواهد بود جز تأمین منافع خود در این منطقه ویژه جهان و در مرحله بعد حفظ امنیت و ثبات رژیم صهیونیستی و رفع نگرانی این رژیم غاصب. آن ها در این امر سعی دارند با استفاده از نمونه های رسانه ای خود زمینه اجرای این طرح را در منطقه و در ذهن ساكنان آن فراهم سازند.

اصولا از اواسط قرن پرهیاهوی بیستم میلادی كه جهان سرمایه داری(لیبرالیسم) از یكسو و جهان كمونیستی (شوروی سابق) از سویی دیگر، هر یك به دنبال تحقق گلوبالیسم (جهانی سازی) مطلوب خود بوده اند و از آن زمان و حتی سال های قبل تر نظر ویژه ای نسبت به منطقه استراتژیك خاورمیانه داشته اند هر یك از دو بلوك شرق و غرب، دست یابی به این نقطه از جهان را پیروزی حقیقی می دانستند و به حق نیز این چنین بود و چانه زنی ها و تكاپوهای بی امان این دو ابرقدرت طی سال های متمادی تا اوایل دهه ۹۰ میلادی، خود مؤید این مطلب است پس از سقوط و فروپاشی قطب كمونیسم در اوایل این دهه كه جهان غرب به ویژه ایالات متحده یك تاز عرصه جهانی شد، این آمریكایی ها بودند كه با جدیت هر چه تمام، خواستار تحقق جهانی سازی مدل غربی با اتاق فرمان آمریكایی در سطح كره خاكی شدند و در این میان برای خاورمیانه طرح های ویژه ای در سرداشته و دارند و از هر فرصتی برای تحقق اهداف خود استفاده می كنند.

ایالات متحده كه خودمحوری و منفعت طلبی از خصایص جدایی ناپذیرش محسوب می شود، با تأكید بر لزوم اجرای طرح خاورمیانه بزرگ و با استراتژی برقراری اصلاحات فرمایشی در این منطقه می خواهد ضمن حفظ منافع خود، تهدیدات بر سر راه سلطه خود در خاورمیانه را برطرف كرده و به عنوان سیاست اصولی خود، فضای امنیتی برای رژیم غاصب اسراییل فراهم سازد و از طریق اجرای اصلاحات آمریكایی در منطقه، بتواند صلح همیشگی برای اسراییل فراهم آورد.

البته ناگفته نماند كه اسراییل با وجود این فضای امنیتی خواهد توانست با حمایت مادی و معنوی غرب، حاكم بر منطقه شود و تز استعماری خود مبنی بر نیل تا فرات را جامه بپوشاند.

اصلاحاتی كه آمریكاییان در منطقه مسلمان نشین خاورمیانه در پی آن هستند، چیزی جز استحاله مبانی دینی و فرهنگی جهان اسلام و تغییر آن به فرهنگ لیبرال سرمایه داری نیست. حذف آیات جهادی از قرآن مسلمانان، حذف عنوان بسم الله الرحمن الرحیم از سخنرانی ها و مراسم های كشورهای اسلامی، حضور بی قید و شرط بانوان در تمام عرصه های حاكمیتی و اجتماعی این كشورها، و تاكید بر دموكراسی و آزادی غربی كه باحه گری جزو لاینفك آن است، اگرچه به نظر غربی ها و عده ای روشنفكرنمای مسلمان، اصلاحات عنوان دارد، لیكن اگر واقع بینانه به آن بنگریم چیزی جز ارتجاع آشكار از اصالت آزادی و عدالت طلبی واقعی نیست.

طرح اصلاحات غربی در خاورمیانه كه شمه ای از آن توانست بلوك شرق را با مشكل روبه رو سازد و در نهایت به برچیده شدن اتحاد جماهیر شوروی منجر شود، چنانچه به طور كامل در كشورهای عربی- اسلامی منطقه اعمال شود، پس از گذشت یك نسل، چیزی به نام هویت دینی و اسلامی برای مردم جهان اسلام و شیخ نشین های عرب باقی نمی گذارد و این بزرگ ترین خطر است. اصلاحاتی كه آمریكا می خواست در ایران هم پیاده شود، اما به دلیل ساختار نظام ایران و چینش ساختار فكری و اعتقادی ملت ایران عمل نشد و با بن بست روبه رو گشت. اگر طرح خاورمیانه بزرگ را حلقه كوچكی از سلسله طرح های جهانی سازی بدانیم، عنصر فرهنگ در آن مورد توجه جدی خواهد بود. فرهنگ و مذهب اسلامی در پروژه خاورمیانه بزرگ و اصلاحات تحمیل شده بر آن، یقینا دچار تغییر و تحولات شگرفی خواهد بود و ممكن است از لحاظ موضوع و یا محتوای كاملا دگرگون شود. به عبارت دیگر، در صورت تحقق این طرح و برآورده شدن آرزوی بزرگ آمریكا در منطقه خاورمیانه، از فرهنگ اسلامی كشورهای این منطقه چیزی جز یك سری عناوین اسلامی و ظواهر باقی نمانده و محتوای شریعت حاكم بر كشورها، به گونه ای غربی شده و اصالت خود را از دست می دهد و در عوض زمینه برای گستاخی رژیم اشغالگر قدس كاملا مهیا می شود و مسلمانان روز به روز ضعیف تر و حقیرتر می شوند. البته آمریكایی ها خود بهتر از هر كس می دانند كه این اصلاحات نمی تواند به زور سرنیزه و با تحمیل یكطرفانه در منطقه خاورمیانه تحقق یابد و لذا می كوشند تا به طور غیرمستقیم و پنهانی و با كمك لایه های تبلیغاتی و فرهنگی، كشورهای منطقه را متقاعد به پذیرش اصول این اصلاحات و اجرای آن ها كنند و به همین دلیل است كه مقامات آمریكایی از نارضایتی و خشم اعراب به دلیل تلاش آمریكا برای تحمیل اصلاحات مورد نظر خود به آنان مطلع شده و درصدد رفع آن برآمده اند.

فهرست منابع و مآخذ

علی بیگدلی

ماهنامه زمانه ، شماره ۴۴

سایت اینترنتی روزنامه های همشهری / كیهان / ماهنامه سیاسی اقتصادی نامه / اطلاعات / ماهنامه سیاسی – اجتماعی انصار


دانلود این فایل :

گرد آوری : DownloadsFile.ir

مشاهده بیشتر
دوره آموزشی بال پرواز کارآفرینی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا